آرین حسابی بلا و شیطون شده واسه همینم من اصلا فرصت نمی کنم سری به پستش بزنم
امروز موفق شدم چند تا از عکسهای آرین از عید ۱۳۸۷ تا به امروز را بذارم تو پستش
وروجکم دوستت دارم 



آرین و درسا خیلی همدیگرو دوست دارن وقتی که به هم می رسند کلی همدیگرو بغل می کنند و می بوسند ولی چند دقیقه ای نمی گذره که دعوا را شروع می کنند البته اینجا من آرین را مقصر می دونم چون می خواد قلدر بازی در بیاره و طفلی درسا هم حسابی ازش می ترسه جیگر جفتتونو برم من 

فزشته کوچک ما 

آرین حسابی اخم داره ولی در عین اخم داشتن خیلی مهربون و خوش اخلاقه یه موقع فکر نکنید بچم بد اخلاقه ها 

آرین را دیروز بردیم اصلاح هنوز وارد آرایشگاه نشده گریه را شروع کرد و در حین اصلاح هم یه لحظه آروم نبود و همچنان گریه و مقاومت می کرد و همین باعث شد که یه کوچولو گوشش زیر قیچی رفت و خون اومد و من حسابی ترسیدم ولی در عوضش سرم خوشگل شد


پسر وروجک ما حسابی عاشق دردره عصر که می شه کفشهاشو می یاره و می گه پام کنید و می ره پشت در می ایسته تا ببریمش بیرون